ق.ل.م

حکایت قلم، حکایت قطاری است که نفیر می کشد و ذهن ها را با خود می برد

گاهی چنان برّنده که بیش از دشنه خون می مکد

و گاه چنان است که خودش دلانه  می تپد درون رگ بیرگی ها

گاه بر قاب فکرها، نقش حضیض می کشد

گاه  عرش نشینی کشیدنش گل می کند

و بی بدیلانه فرموده:"ن و القلم و مایسطرون"

 قلم

/ 2 نظر / 10 بازدید
چت روم

سلام دوست عزيز به وبلاگت سرزدم و برات نظر هم گذاشتم[نيشخند] خوشحال ميشم به منم سر بزني يه چت روم راه انداختيم صميمي و خودموني[چشمک] منتظرم www.hadci.com [گل]

ساقی

برای همین است که گاه نوشتن آرامت میکند وگاه به خروش میاوردت