وقتی بربادرفته ازیاد رفته می شود.

بدون شک رمان "بر بادرفته" اثر مارگارت میچل ازستاره های  درخشان ادبیات جهان بشمار می آید. سوای پرداخت تاریخی این اثر سترگ، خط روایی داستان تنها روی  ریل حرکت قصه به سمت جلو پیش نمی رود بلکه این شخصیتها با تمام ویژگی های خوب و بدشان هستند که همراه وقایع اجتماعی اتفاقات زندگی خودشان را فعّالانه ، نه منفعلانه رقم می زنند.

جنگی که در بستر داستان رخ می دهد با همه ی تبعاتش زندگی افراد را درگیر تلاطم می کند وهر فرد بسته به شخصیت وآرمان های ملّی والبته پایبندی اش به عقاید مذهبی اورا وادار به نوعی از زندگی که درآن مجبور به مبارزه با شرایط بد اجتماعی و اقتصادی جدید است،می سازد.

حال با همه ی این اوصاف فرض کنید که" اسکارلت" دختری نازپرورده و اهل عیش با این واقعه روبرو شود والبته قبل از آن بخاطر ناکامی در عشقش به "اشلی" ازدواج کرده و جنگ او را بیوه کند.در جریان همین جنگ پشتیبان بزرگ روحیش(مادرش)را ازاو می گیرد وحالا زمینهای ویران شده ی پدریش که تنها سرمایه ی اوست در خطر تاراج وتصاحب دندان گردهای تازه بدوران رسیده بسر می برد و او باید مبارزه کند و می کند.

دراین داستان البته قهرمان دیگری نیز وجود دارد که خواننده را مسحور خود کرده و تا پایان داستان پایه ی جذابیت قصه را محکم چسبیده."رت باتلر" شخصیتی که رفتارش مصداق "با دست پس می زنه، با پا پیش می کشه" است.مردی که اسکارلت را دوست داردو در پی ازبین بردن ردپای اشلی بر قلب اوست.

البته "رت" در کل مرد منفوری است.مردی که با اختلاس پول زیادی به جیب زده و پایش به قمارخانه ها وفاحشه خانه ها باز  است.البته پس از ازدواج با اسکارلت بدنبال تغییر می رود امّا چون همیشه سایه ی زوال ناپذیر اشلی را در زندگی زناشویی اش می بیند سر خورده می شود.

جالبترین مطلبی که در خلال داستان بهش برخوردم، اشاره به آزادی سیاهپوستها براساس مورد توجه واقع شدن رمان "کلبه عمو تام" بود که این کار اگرچه صورتی خوش دارد ولی وقتی با بی سیاستی و ازروی احساس قانونی تصویب شود،به ضرس قاطع  عواقب خوبی در پی ندارد.قانونی که بدون شناخت و منطق اختیارتام در بی پروایی وگستاخی به سیاهپوستها می دهد واجازه ی مبارزه باگستاخی سیاهان را از سفیدان ساقط می کند.

همیشه به زعم این که عذابهای زیادی بر سیاهان واردشده حق رابه آنها می دادم ،والبته هنوز هم معتقدم که حق راباید از ظالم ستاند و به مظلومان داد.اما برخی از این سفیدان اگرچه حق رأی وهرآنچه که انسان آزاد باید داشته باشد به سیاهان نمی دادند و شاید اصلاً حتی آنها را آد نمی شمردند(البته این درنوع خود وقیح ونفرت انگیزهست) امّا آنهارا جز خانواده ی خوددانسته وباآنان به تکریم واحسان رفتارمی کردند.

خب یقیناً برخی ازاین سیاهان علی رغم قانونی که آزادی بی حدومرز به آنها داده درکنار اربابان خود ماندند.چراکه آنها درکنار این افراد خود راخوشبخت می دیدند.و البتّه افرادی که زیر یوغ شکنجه ی سفیدان بی مروّت ونژادپرست بودند،آزاد شدند امّا پیه بی خانمانی هم به تن زدند.و گروهی دیگرهم که در پی انتقام بودند،از فرصت استفاده کرده و به یاغیگری روی آوردند ونتیجه اش مبارزه ی پنهانی سفیدان با برخی از این سیاهان سوءاستفاده چی تبهکار بود.(البته من منکربرخی برخوردهای نژادپرستانه ی این گروه سفیدان مبارز نمی شوم،چه بسا افرادی که با همین گروهها سیاهان بی گناه را بخاطر آنچه حق طبیعی شان بود به کام مرگ فرستادند.)

البته از حق نگذریم که قانون"الغای بردگی" گامی خوب در راستای انسانیت هست ونژادپرستی منفورترین نگاه وبرتری جویی محسوب می شود.امّا اگراین قانون تنها براساس احساس ساخته شود دود نتیجه اش به چشم سیاهان هم می رود.    

مارگارت میچل در رمانی که 10 سال صرف آن کرده به همه ی خوانندگانش می آموزد که "عشق" جز با تناسب روحی و شخصیتی افراد نیست و حتماً قبل از این عشق شناختی واقعی باید باشد تا  آن علاقه درست پی ریزی شود.

ودر آخر وقتی بربادرفته ازیاد رفته می شود. و چه بسیار  کسانی را دوست بداریم که با توهّم  برایشان شخصیتی مطابق میلمان کشیده ایم وعاشق زاییده ی ذهن خود شدیم،حال آنکه آنان از آنچه می انگاشتیم فرسنگها دورند و چه بسا دربحبوحه عشقهای مجازی ،عشقهای راستین(حقیقی) از کفمان برود.

   

/ 6 نظر / 13 بازدید
محسن رضایی(محب فاطمه)

با سلام واحترام و ممنون از توجه شما دوست من! ما که تعقل، تفکر و ... را رد نکردیم!!! بلکه تعقل در حریم اهل بیت(ع) مد نظر خداوند است! البته بنده هم مبرّای از خطا نیستم و ادعا نمی کنم این است و جز این نیست، بلکه منظور توجه به کلام و خواسته اهل بیت(ع) است. ما شیعه!!! هستیم و معارف ناب محمدی چون قرآن و اهل بیت را داریم. پس چرا این ها را کنار بزنیم و اصلا نبینیم و به سراغ حواشی برویم! متاسفانه در بسیاری از موسسه های آموزشی ما؛ اول جلسه قرآن و معارف اهل بیت را به راحتی با علم فلسفه رد میکنند و آخر جلسه آن را به طور غیر منطقی اثبات می کنند و یک جوان شیعه را رها میکنند با دنیایی از شبهاتی که از این طریق بر او وارد کردند. آیا این درست است؟ آیا اهل بیت همچین روشی را قبول دارند؟ این که عرض کردم در بسیاری از موسسه ها این روش کاربرد دارد با توجه به تحقیقات حقیر بوده است. انشاء الله به زودی مقالات و هم چنین فیلم مناظره دو تن از محققین کشور در این زمینه را هم خدمتتان ارائه خواهم داد. خداوندا به حق اهل بیت بزرگوارت تمام دغدغه های ما را از بین ببر و دغدغه ی برپایی ظهور مولایمان امام مهدی (عج) را جایگزین آن کن. تشکر

محسن رضایی(محب فاطمه)

سلام علیکم- ممنون از توجه شما دوست عزیز ما هرچقدر که از ایرادات اینگونه در بیاوریم و بزنیم توی سر خودمان فایده ای ندارد. ما باید به دنبال راه حل یرای رفع این مشکلات باشیم. که این راه حل خیلی سخت است چون اگر کسی بیاید و این روش که در جامعه رواج یافته است را با دلایل عقلی- نقلی- قرآنی و... رد کند او را از طیف منحرفیین می پندارند و شخصیت او را خدشه دار می کنند! تنها ملاک ما شخص مقام معظم رهبری می باشد که باید تبعیت محض از ایشان داشته باشیم و گوش به فرمان ایشان باشیم و لا غیر. این مطالب وبلاگ من هم مانند شمعی در شب تاریک می باشد که دوست دارم آن را با کمک شما دوستان حداقل به یک چراغ تبدیک کنم. ان شاء الله که خداوند کمک کند تا بتوانیم مقدمات ظهور امام مهدی(عج) را آماده کنیم با تشکر از حضور گرم شما منتظر حضور و نظرات زیبای شما هستیم موفق باشید

محسن رضایی(محب فاطمه)

سلام عليكم خدا قوت به شما دهد ان شاالله كه موفق باشيد راستي مطالب وبلاكتون هم خيلي زيبا بودند خوانديم و لذت برديم احسنت به قلم شما خدا حافظ