حوای من

آدم و حواقلب

 

میان تشویش فانوس های بی امان

شبگرد کوچه به کوچه شدم و حالا

اینجا نشانی از گرمای دستانت است

که سنگ را ذوب کلماتت کرده.

می رسم.

مستی چشمانت را غلیظ تر کن برای دیدارمان

 

آدم

/ 1 نظر / 9 بازدید
مرجان

سلوم.خوبين؟بدووووووو که آپم. [ماچ][ماچ][ماچ] فقط بدو که منتظرتم [قلب] بخدا اگه نيومدي ديگه باهات قهرم.[دلشکسته]