کبودنامه

این پارگی که از آن ابرِ مصیبت می بارد، باران نیست

جای دردی مزمن است یادگار سه زخم کاری روی گلویی سپید و شش ماهه که خونش به شرمِ آسمان پاشیده شد

و این حکایت کبودی چهره تاریخ است که هیچ بارشی نمی شویدش و هیچ ضماد درمانش نتواند...

 

فصل روضه:

جنابشان فرمودند که مردم! اگر در نماز حضور قلب ندارید و فکرتان بر تمامی امور هست الا صلاه. این همان غفلت است که امام سجاد فرمود خدایا مرا از کثافاتش پاک بگردان.

بپرهیزید از آلودگی ای که بی شرمی عاشورا از انگشتش چکید. آن قدر زیر کثافات غفلت گم شده بودند که گوش هایشان به موعظه کر شده بود و هرچه از صبح عاشورا به انتها پیش می رفتند بر شدت جنایات ورزیشان افزوده می شد وگرنه که صبح روز دهم خبری از قطع دست و قطعه قطعه کردن نبود و پیامبر فرمود که برخی از جهنمیان بعد هزار سال عذاب هنوز چرک و کثافات غفلت بر تنشان هست و پاک نشده اند.

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
ساقی

ارباب تو دستم بگیر تو پاکم کن